تبليغاتX
دنیای بیکران علم

دنیای بیکران علم

 
Einstein
سانتا باربارا، کالیفرنیا 1933
تئوری جاذبه ای که نیوتن (Newton) ارائه کرد خیلی زود بدون تقریبآ هیچ سئوالی جدی مورد پذیرش دانشمندان قرار گرفت. تا اینکه در اویل قرن بیستم آلبرت اینشتین (Albert Einstein 1879-1955) با ارائه نظریه نسبیت خاص در سال 1905 و نظریه نسبیت عام در سال 1915 نه تنها قوانین فیزک و جاذبه عمومی نیوتن بلکه پایه های فیزیک عصر خود را لرزاند.

هر چند قبل از او ماکس پلانک (Max Planck) با ارائه نظریه کوانتم (Quantum) تا حد زیادی فیزیک نیوتنی را زیر سئوال برده بود اما اینتشتن با انتشار مقاله های خود راجع به تئوری نسبیت رسما" ثابت کرد که فیزیک نیوتن در حالت های بسیار خاص پاسخگوی پدیده های فیزیکی می باشد.

وی بعد ها با فعالیت هایی که در سالهای 1920 تا 1925 انجام داد بعنوان یکی از پایه گذاران اصلی مکانیک کوانتم نیز شناخته شد.

آلبرت اینشتین طی سالهای 1930 الی 1955 به بررسی رفتار عالم هستی پرداخت و مقالاتی در این باره منتشر کرد. او می خواست با ترکیب تئوری نسبیت و کوانتم به تئوری جامعی برای مدل کردن جهان هستی دست پیدا کند که زندگی این فرصت را برای تکمیل کار به او نداد. اما بعد ها در سال 1933 هابل (Hubble) و هومنسون (Humanson) با تحقیقاتی که در زمینه کهکشانهای مختلف انجام دادند بر نظریه های او را جع به جهان هستی صحه گذاردند.

نسبیت خاص و عام
بحث راجع به تئوری های نسبیت خاص و عام خارج از حوصله این مطلب می باشد اما سعی می کنیم در این قسمت بطور مختصر به تشریح برخی نتایج حاصل از آنها بپردازیم.

Mercury
حرکت عطارد به دور خورشید
اینشتین با نظریه نسبیت خاص خود نشان داد که سه قانون فیزیک نیوتن تنها در شرایط خاصی آنهم بصورت تقریبی صحت دارند و هنگامی که سرعت اجسام زیاد شده و با سرعت نور قابل مقایسه شوند به هیچ وجه نمی توان قوانین نیوتن را در مورد اجسام حتی با تقریب بالا بکار برد. همچنین نظریه نسبیت عام او نشان داد که باز نظریه نیوتن راجع به قانون جاذبه عمومی دقیق نمی باشد و در میدان های جاذبه بسیار قوی فرمول نیوتن جای بحث دارد.

مطالعه حرکت عطارد (Mercury) به دور خورشید از دیر باز مورد علاقه ستاره شناسان و فیزیک دانان بوده است. مشکل اینجا بوجود آمد که مشاهده شد صفحه ای که عطارد در آن به دور خوشید می چرخد خود دارای حرکت می باشد. این حرکت در شکل بوضوح نشان داده شده است.

اندازه گیری ها نشان داد که این حرکت در هر یکصد سال معادل 43 ثانیه (در اینجا منظور از ثانیه واحد اندازه گیری کمان می باشد که معادل 1/3600 درجه است) می باشد. با وجود آنکه این مقدار حرکت برای هر سال بسیار کم می باشد اما قانون جاذبه عمومی نیوتن از توجیه آن عاجز است.

نیوتن معتقد بود که نور در یک مسیر مستقیم حرکت می کند اما اینشتین نشان داد که اگر جسمی دارای یک میدان جاذبه بزرگ باشد و نور از کنار آن عبور کند دچار انحراف از مسیر مستقیم خود می شود.

Max Planck & Albert Einstein
در کنار ماکس پلانک
از دیگر مواردی که از قانون نسبیت عام می توان نتیجه گرفت آن که نور ستارگانی که دارای میدانهای مغناطیسی قوی میباشند در راه رسیدن به زمین تغییر طول موج می دهند. این اثر که به Red Shift مشهور است، باعث می شود طول موج نور این ستاره ها بزرگتر شود. این مسئله که باز با قوانین نیوتن قابل تحلیل نمی باشد توسط معادلات تئوری نسبیت عام بسادگی مدل می شود.

حتی زمان هم نسبی می باشد!
از نتایج جالب تئوری نسبیت خاص می توان به بیان ارتباط میان زمان و و فضا (فاصله) و اینکه تمام موجودیت ها در دنیا با یکدیگر مرتبط بوده و بر یکدیگر اثر می گذارند، اشاره کرد. نیوتن معتقد بود که زمان ثابت است و در تمام نقاط به یک صورت عمل می کند. اما اینشتین نشان داد که اینگونه نیست.

مثال جالبی که معمولا" در این باره بیان می شود آن است که دو برادر دوقلو را در نظر بگیرید. یکی روی زمین می ماند و دیگری با یک فضا پیما با سرعت نزدیک به نور به سمت فضا حرکت می کند. پس از آنکه برادر روی زمین 100 سال از عمرش بگذرد، برادری که در فضا پیما می باشد فقط یکسال از عمرش گذشته است!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 15:6  توسط نازلی فرخی  | 

لیست کنفرانسهای آینده مرتبط با رشته مهندسی عمران



 


هشتمین همایش صنایع دریایی (9 - 11 آبان 1385)


پنجمین کنفرانس دانشجویی مهندسی معدن (9 - 12 آبان 1385)


سومين همايش قير و آسفالت (آبان 1385)


همایش خاک، محیط زیست، توسعه پایدار (17 - 18 آبان 1385)


اولین سمینار ملی رنگهای ترافیکی، خط کشی و ایمنی راهها (۲۱ - ۲۲ آبان 1385)


سومین همایش ملی دانشجویی بازرسی فنی و اولین همایش ملی دانشجویی HSE (اول و دوم آذر 1385)


سمینار فناوریهای نوین در آب شرین کن ها (28 و 29 آبان 1385)


هفتمین همایش بین المللی مهندسی سواحل و بنادر و سازه های دریایی (6-8 آذر 1385)


همايش ملي نوسازی و ساماندهي بافتهای فرسوده شهری (نیمه اول آذر 1385)


اولین همایش آب و فرهنگ (14-16 آذر 1385)


سومین کنگره بین المللی بهداشت، درمان و مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه (۲۱-۲۳ آذر ۱۳۸۵)


ششمین همایش پیش بینی عددی وضع هوا (29 آذر ۱۳۸۵)


همایش آمایش سرزمین (آذر ۱۳۸۵)


کنفرانس ملی مقاوم سازی و بهسازی ایران (چهارم و پنجم دی ماه 1385)


همایش ملی صنعت ناوگان ریلی کشور (چهارم و پنجم دی ماه 1385)


اولین همایش مقابله با سوانح طبیعی (5 و 6 دی 1385)


همایش آشنایی با تکنولوژی های نوین بهسازی لرزه ای (26 و 27 دی ماه 1385)


اولین کنفرانس تخصصی توسعه نظام اجرایی پروژه های شهری (27 و 28 دی ماه 1385)


اولین کنفرانس نظام تامین کالا و تجهیزات در طرح های عمرانی و صنعتی کشور (دی ماه 1385)


اولین سمینار تخصصی مهندسی محیط زیست (24 و 25 بهمن ۱۳۸۵)


دومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه طبیعی - تهران (۸ و ۹ بهمن ۱۳۸۵)


سیزدهمین کنفرانس دانشجویان عمران سراسر کشور (۱۰ الی ۱۴ بهمن ۱۳۸۵)


هفتمین سمینار بین المللی مهندسی رودخانه (24 - 26 بهمن 138۵)


سومین همایش ملی ایمنی در بنادر (24 - 25 بهمن 138۵)


اولین همایش و نمایشگاه تخصصی مهندسی محیط زیست (1 و 2 اسفند 1385)


 دومین همایش محافظت ساختمانها در برابر آتش (1 و 2 اسفند 1385)


 سومین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه (1 و 2 اسفند 1385)


کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری (دوم و سوم اسفند 1385)


اولین همایش ملی بهره برداری در بخش آب و فاضلاب (دوم و سوم اسفند 1385)


ششمین همایش دو سالانه انجمن متخصصان محیط زیست ایران (6-7 اسفند 1385)


اولین همایش مهندسی مسیلها (نهم و دهم اسفند 1385)


سومین کنفرانس منطقه ای مدیریت ترافیک


سومين کنگره ملی مهندسی عمران -National Congress on Civil Engineering - NCCE

سومین کنگره ملی مهندسی عمران (11 - 13 اردیبهشت 1386)


پنجمین کنفرانس بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله (24 - 26 اردیبهشت 1386)  


سومین کنفرانس مکانیک سنگ ایران (اردیبهشت 1386)  


دومین کنفرانس ملی توسعه نظام پیمانکاری در ساختار صنعتی کشور

 دومین کنفرانس ملی توسعه نظام پیمانکاری در ساختار صنعتی کشور (خرداد  1386)


ششمین کنفرانس هیدرولیک ایران (آبان 1386)


دومین کنفرانس ملی تجربه های ساخت تاسیسات آبی و شبکه های آبیاری و زهکشی (۱ - ۳ آبان 1386)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 15:0  توسط نازلی فرخی  | 

دید کلی

در اوایل قرن هفدهم ، پیش از آنکه نیوتن قوانین حرکت خود را کشف کند، کپلر سه قانون اساسی خود را که برای توصیف حرکت سیارات بکار می‌رفت، اعلام کرد. کپلر این قوانین را از رصدهای دقیق و پر دامنه‌ای که تیکو براهه از حرکت سیارات انجام داده بود، استنتاج کرد. قوانین کپلر پایه و اساس قوانین نیوتن و مکانیک کلاسیک برای توضیح حرکات سیاره‌ای است.

یوهانس کپلر (1630-1571) ، ستاره شناس آلمانی ، نشان داد که سیارات در مسیرهایی بیضوی حرکت می‌کنند و خورشید در یکی از کانونهای بیضی قرار دارد. پس از مشاهده مدار مریخ ، او همچنین نشان داد که خط فرضی میان سیاره و خورشید در زمانهای مساوی مناطق مساوی بیضی را قطع می‌کند، زیرا هنگامی که سیاره به خورشید نزدیکتر می‌شود، سریعتر حرکت می‌کند. بالاخره او نشان داد که چگونه زمان گردش سیاره در مدار خورشید (دوره تناوب مداری) با فاصله افزایش می‌یابد. این کشفها به قوانین حرکت سیاره‌ای کپلر معروف شدند.



img/daneshnameh_up/5/5a/Ghanoonekepler.jpg
مناطق مساوی
کپلر نشان داد که حرکت سیاره از نقطه A
به B با حرکتش از C به D به یک اندازه است.
مناطق آبی رنگ هم اندازه‌اند.




قانون اول کپلر

اگر حرکت یک سیاره را مد تظر قرار دهیم، ملاحظه می‌شود که تنها نیرویی که بر یک سیاره وارد می‌شود، نیروی گرانشی حاصل از خورشید و سیارات دیگر است، که مقدار این نیرو بر اساس قانون جهانی گرانشی تعیین می‌شود. همچنین می‌دانیم که نیروی گرانشی یک نیروی مرکزی متناسب با عکس مجذور فاصله است. لذا طبیعی است که مسیر حرکت باید به صورت مقاطع مخروطی باشد.

حال اگر معادلات حرکت را نوشته و آنها دقیقا حل کنیم، ملاحظه می‌شود که مسیر حرکت بیضی شکل است، که مشخصات این بیضی از قبیل خروج از مرکز و پارامترهای دیگر قابل محاسبه است. بنابراین قانون اول کپلر به این صورت بیان می‌شود که سیارات در مدارهایی بیضی شکل حرکت می‌کنند که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد.

قانون دوم کپلر

دیدیم که نیروی وارد بر یک سیاره از نوع نیروهای مرکزی است. یک پیامد این قضیه را می‌توان این گونه بیان نمود که چون نیرو مرکزی است، لذا گشتاور نیروی وارده که برابر با تغییرات زمانی اندازه حرکت زاویه‌ای است باید صفر باشد. بنابراین اندازه حرکت زاویه‌ای مقدار ثابتی است. همچنین بقای اندازه حرکت زاویه‌ای بر قرار متضمن ثابت بودن خهت آن می‌باشد، لذا حرکت در یک صفحه خواهد بود. با استفاده از بقای اندازه حرکت زا ویه‌ای می‌توان سطح جاروب نشده بوسیله یک بردار شعاعی را که از خورشید تا سیاره امتداد دارد، بدست آورد.

بنابراین قانون دوم کپلر را می‌توان به این صورت بیان کرد که سطح جاروب شده بوسیله بردار شعاعی خورشید تا سیارات در زمانهای مساوی ، یکسان است. در واقع می‌توان گفت که قانون دوم کپلر نتیجه‌ای از قانون بقای اندازه حرکت زاویه‌ای است.

قانون سوم کپلر

گفتیم که مسیر حرکت سیارات به دور خورشید، مسیرهای بیضی شکل هستند. هر بیضی به وسیله قطر و خروج از مرکز شناخته می شود . حال اگر بتوانیم دوره تناوب حرکت سیاره را برحسب فطر بزگ بیضی پیدا کنیم، ملاحظه می کنیم مربع دوره تناوب حرکت سیاره با توان سوم با مکعب نصف قطر بزرگ بیضی متناسب است. این بیان به عنوان قانون سوم کپلر معروف است و به این صورت بیان می‌شود که مربع زمان تناوب چرخش سیارات به دور خورشید با مکعب نصف محور بزرگ بیضی متناسب است.

رابطه قوانین کپلر و قوانین نیوتن

قوانین کپلر را به راحتی می‌توان از قوانین حرکت نیوتن و قانون جهانی گرانشی وی بدست آورد. مسئله عکس یعنی استنتاج قوانین نیرو از قوانین کپلر و قانون حرکت ، مسئله ساده‌تری است و از نظر تاریخی اهمیت بسیاری دارد. چون از این راه بود که نیوتن قانون گرانشی را نتیجه گرفت.

انحراف از قوانین کپلر

با در نظر گرفتن این حقیقت که مسئله نیروی مرکزی ، نوعی آرمان سازی مسئله فیزیکی واقعی است، لذا انتظار داریم که حرکات سیارات اندک انحرافی از قوانین کپلر داشته باشند. اول اینکه فرض کرده‌ایم که خورشید ساکن باشد، حال آنکه در واقع ، در اثر جاذبه سیارات ، باید حرکت لنگی وار خفیفی داشته باشد. این اثر حتی در مورد سیارات بزرگ ناچیز است و بوسیله روشهای قابل تصحیح می‌باشد.

دوم اینکه سیاره‌ای مانند زمین ، علاوه بر کشش خورشید تحت تأثیر نیروی جاذبه سیارات دیگر نیز قرار دارد. از آنجا که جرم حتی سنگینترین سیارات فقط چند درصد جرم خورشید است، این نیروی جاذبه موجب می‌شود که انحرافات کوچک ، ولی قابل اندازه گیری از قوانین کپلر ایجاد گردد. این انحرافات را می‌توان حساب کرد و با رصدهای دقیق به خوبی توافق دارد. در واقع برخی از سیارات مانند نپتون و پلوتون بخاطر همین اثری که بر حرکت سیارات دیگر داشتند، کشف شدند.

کاربرد قوانین کپلر

با استفاده از قوانین کپلر می‌توان مدار حرکت سفینه‌های فضایی را پیشگویی نمود. به این مشخصات مداری را که سفینه پیرامون خورشید خواهد پیمود با استفاده از محاسبات ریاضی تعیین می‌شود. البته این مسئله را در مورد اجرام سماوی مانند سیارات نیز می‌توان انجام داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:40  توسط نازلی فرخی  | 

مقدمه:

ذکر اشکالات یک نظریه بهیچوجه دلیل بر نادیدن گرفتن توانایی و اهمیت آن نظریه نیست. تاریخ علم نشان می دهد که هنوز هیچ نظریه علمی بدون اشکال یا ابهام مطرح نشده است. همین اشکالات و ابهامات است که زمینه ی تحقیقات آتی فراهم می آورد. برخی از اشکلات وارد به قوانین نیوتن که در اینجا مطرح شده، بعدها در نسبیت برطرف گردیده است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:35  توسط نازلی فرخی  | 

 

 

 

 

مقدمه:

اهمیت قوانین نیوتن در جهان شمول بودن آنها است. تفکیک نیروها و در نتیجه پیدا کردن نیروی موثر بر یک جسم برای  بررسی و پیشگویی حرکت آتی جسم، اهمیت زیادی دارد. همین تشخیص نیروی موثر وارد بر جسم است که جهان شمول بودن قوانین نیوتن و زیبایی آن را جلوه گر می سازد. زیبایی و جذابیت این قوانین در ظاهر ساده و مفاهیم عمیق و بنیادی آن است که وجوه مشترک و تفاوت های حرکت یا سکون سنگی بر سطح زمین را با گردش سیاره ای غول پیکر به دور یک ستاره را تحت قوانینی خاص توضیح می دهد. این دست آورد بزرگ نتیجه کار و کوشش چند هزار ساله ی اندیشمندان بود که سرانجام توسط نیوتن تدوین شد. نگاهی گذرا به تاریخ علم فیزیک، نشان می دهد که انسانهای اندیشمند چه زحمات طاقت فرسایی را تحمل کردند و چه هزینه ی سنگینی را پرداختند تا معادلات حرکت شناخته و مطرح گردد. بهمین دلیل در چند فصل گذشته ی این کتاب گوشه ی کوچکی از مصائب اندیشمندان درج گردید تا ارزش این قوانین مطرح گردد. بی دلیل نیست که هنگامیکه قوانین نیوتن فرمول بندی و مطرح شد، تاریخ علم و سرنوشت بشریت دگرگون شد. در این فصل تلاش می شود قوانین نیوتن تشریح گردد و در فصول بعدی زمینه های منطقی و مشکلات آنها بررسی خواهد شد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:30  توسط نازلی فرخی  | 

 

آريا صبوري (دانشگاه مجلسي اصفهان)

موقعيت جغرافيايي هر نقطه از سطح زمين توسط دو مبداء تعيين مي شود. يكي مبداء كه نسبت به دايره استوا سنجيده مي شود و مبداء ‌ديگر كه نسبت به نصف النهار مبداء كه نصف النهاري قرار دادي مي باشد سنجيده مي شود. به طور مثال وقتي مي خواهيم موقعيت نقطه اي را بر روي نقشه جغرافيايي تعيين كنيم موقعيت را به ترتيب با تشريح اختلاف درجه آن نسبت به نصف النهار مبداء يا همان طول جغرافيايي تعيين مي كنيم.

عرض جغرافيايي هر محل را در نجوم مي شود به راحتي توسط ستاره قطبي تعيين نمود ولي آيا مي شود بوسيله نجوم و عوامل نجومي طول جغرافيايي مناطق را تعيين نمود؟ و يا مي شود با دانستن اختلاف ساعت پديده اي نجومي در دو محل خاص اختلاف طول جغرافيايي آن دو را به دست آورد ؟

جواب مثبت است. فقط كافي است كه كمي در مورد تقسيمات طول جغرافيايي اطلاعات داشته باشيد طول جغرافيايي نسبت به نصف النهار مبدا سنجيده مي شود و قبل از كشف قاره آمريكا خط فرضي آن از جزاير خالدات (قناري) به عنوان غربي ترين نقطه زمين مي گذشت و بعد از آن تا سال 1912 نصف النهار پاريس و بعد هم از سال 1912 تا كنون نصف انهار مبداء‌ صفر طول جغرافيايي است و زمين را به دو قسمت مساويي 180 درجه در غرب و 180 درجه در شرق تقسيم مي كند. براي بدست آوردن طول جغرافيايي هر نقطه بايد به چند نكته توجه داشت:

  1.  زمين در مدت 24 ساعت يكبار محور خود را از طرف مغرب به مشرق طي مي كند.

  2. ظهر براي هر نقطه از سطح زمين عبارت است از زماني كه خورشيد به نصف النهار آن نقطه مي رسد.

  3.  نظر به اينكه زمين در مدت 24 ساعت يكبار دور خود مي چرخد لذا هر 15 درجه طول جغرافيايي آن در مدت يك ساعت از مقابل خورشيد عبور مي كند.

بنابراين با توجه به اين اطلاعات از روي اختلاف ساعت دو نقطه مي توانيم به اختلاف طول جغرافيايي آنها و يا به عكس با داشتن طول جغرافيايي دو نقطه به اختلاف ساعت آن دو نقطه پي ببريم.

حال چگونه نجوم، اختلاف ساعت و طول جغرافيايي به هم مرتبط مي شوند؟ به خاطر اينكه حركات خورشيد ، ماه و زمين عوامل اصلي خسوف و كسوف مي باشند و حركت خورشيد در هر منطقه بر مبناي حركت خورشيد بر روي طول جغرافايي آن نقطه مي باشد، پس با اختلاف ساعت مشاهده پديده هاي نجومي مانند خسوف و كسوف در مناطق مختلف و محاسبه زمان آغاز و پايان اين پديده ها مي شود به اختلاف طول جغرافيايي محلي خاص پي برد و بالعكس و حتي مي شود با زمان مشاهده پديده در كشوري و قرار دادن شهري در آن كشور به عنوان شهر مبنا و سنجش تفاوت طول جغرافيايي آن نسبت به شهر هاي مجاور اختلاف طول و ساعت چند شهر را توسط خسوف و كسوف تعيين نمود. مثلاً در ايران با قرار دادن تهران به عناون مرجع و شهرهاي طبس و اروميه و يا حتي سمنان و مشاهده پديده هاي مذكور و زمان سنجي دقيق اختلاف طول جغرافيايي اين شهر را نسبت به هم تعيين نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:23  توسط نازلی فرخی  | 

يك ستاره با دوقطب شمال!

نويسنده:دكتر توني فيليس

منبع:بخش علوم سازمان فضايي آمريكا ناسا

ترجمه و تدوين از: مسعود عتيقي،مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران

گاهي اوقات ميدان مغناطيسي خورشيدبهم مي ريزد و تاثيراتي در سرتاسر منظومه شمسي مي گذارد.

سه سال قبل، اتفاقات خارق العاده اي درخورشيد روي داد . به طور معمول ستاره ما (خورشيد) همچون زمين داراي قطبهاي شمال و جنوب مغناطيسي مي باشد. اما نزديك به يك ماه (اسفند 78 تا فروردين 1379 )قطب جنوب مغناطيسي خورشيد ناپديد گشت و قطب شمال مغناطيسي جاي آن را گرفت . در حقيقت خورشيد داراي دو قطب شمال شده بود. پته ريلي داراي تخصص فيزيك فضا از مؤسسه جهاني علوم كاربردي(SAIC )درسان ديه گو مي باشد، مي گويد: صدايي شنيده نمي شد، اما حقيقت داشت. در حقيقت كاملاً اين يك تاثير جانبي دوره خورشيدي است . در هر دوره 11 سال حداكثر فعاليت خورشيد ، ميدان مغناطيسي خورشيد به هم مي ريزد و همچون ديناموي مغناطيسي اساسي خورشيدي خودش رامجدداً سازمان مي دهد. واقعه فروردين 1379 بخشي از اين تغيير ناگهاني بود. ريلي تاكيد كرد: هرگز قطب جنوب واقعاً ناپديدنشده بود و به شمال خورشيد رفته بود و تا مدتي جريان قطب جنوب، مغناطيسي در اطراف استواي خورشيد كشيده شده بود.در اواسط ارديبهشت ماه 1379 قطب جنوب مغناطيسي به وضعيت عادي خود درآمد و در نزديكي جنوب جغرافيايي براي مدت كوتاهي قرارگرفت ، اما سال 2001 ميلادي (80-79 خورشيدي)، ميدان مغناطيسي خورشيد كاملاً تغيير كرد. قطب شمال و جنوب جاي خودشان را عوض كردند و تا به حال به همين صورت باقي مانده اند.

                                                              

اما بزرگترين چيز در هليوسفر ، سيارات و يا حتي خورشيد نيست بلكه يك صفحه از اين جريان در يك سطح پهن است كه قطبش ميدان مغناطيسي خورشيد از مثبت (شمال) تا منفي(جنوب) تغيير مي كند. ريلي گفت كه ما به آن صفحه جريان مي گوييم ،زيرا يك جريان الكتريكي درحدود 10 به توان منفي 10 آمپر بر مترمربع ازآن عبور مي نمايد . فيلامان يك  لامپ معمولي، بزرگي 16  (10به توان 16) آمپر بر متر مربع را عبور ميدهد و هر چه صفحه جريان در آمپراژ داخلي كمبود داشته باشد، ساختاري عمودي پيدا ميكند.

    صفحه با 10 هزار كيلومتر ضخامت ، از خورشيد تا مدار پلوتو گسترده است.تمام هليوسفر از دور تا دور اين صفحه غول پيكر تشكيل شده است. معمولاً صفحه جريان بصورت دايره اي اطراف استواي خورشيدي را فراگرفته است و همچون دامني موج دار كه بدور كمر افرادباله است ، مي باشد اما در زمان قطب شمال دوتايي كه در فروردين 1379 روي داد، صفحه جريان اساساً تغيير يافته بود: به شكل موج دار توسعه يافته و بي نظمي ظاهر شده و شكل آن از شباهت به دامن باله به صدف حلزوني غول پيكر تغيير يافته بود. اولاً به خاطر اشعه پر انرژي كيهاني : صفحه جريان همچون سدي در برابر تابش كيهاني كه در هليوسفر در حركت است ،مي ايستد و اشعه كيهاني نمي توانداز اين صفحه عبور نمايد و به جاي آن اين اشعه ها درامتداد صفحه حركت مي كنند. بنابراين شكل صفحه جريان به ما مي گويد كه چه ميزان اشعه كيهاني با زمين برخوورد كرده است. دليل ديگر تغيييرات جوي در فضا است، هنگامي كه زمين به دور خورشيد مي چرخد، متناوباً به درون و بيرون صفحه موج دار جريان فرو مي رود. در يك سو نقطه شمال ميدان مغناطيسي خورشيد است(به سمت خورشيد) و از طرف ديگر نقطه جنوب (دورازخورشيد). نقطه جنوب ميدانهاي مغناطيسي خورشيد، حذف ميدان مغناطيسي زمين را موجب مي شود. انرژي باد خورشيدي سپس مي تواند به فضاي اطراف سياره زمين نفوذ كرده و جريانهاي مغناطيسي زمين را تغذيه نمايد.

      جريانهاي مغناطيسي زمين هم بد و هم خوب هستند. به دليل آنكه آنها مي توانند سبب اتصال كوتاه در مدارهاي الكترونيكي ماهواره ها گردند و شبكه برق زمين را نيز دچار مشكل نمايند بد بوده و خوب نيز هستند، چرا كه آنها سبب ايجاد شفق هاي قطبي ميشوند و تماشاگران آسمان از اين پديده لذت مي برند.

اگر ما بتوانيم نقشه هاي روزانه دقيقي از صفحه جريان تهيه كنيم، آنگاه خواهيم توانست پيشگويي بهتري از زمان حمله اين جريانها داشته باشيم. اينجا يك مسئله مطرح است، كه صفحه جريان قابل رؤيت نيست و ما نمي توانيم از درون يك تلسكوپ نوري آن را ببينيم، اما اين بدان معني است كه ما مي توانيم محاسبه كنيم كه اين جريانها در كجا قرار دارند. ريلي و همكارانش پروژه كامپوتري را توسعه دادند تا به اين مهم نائل گردند.اطلاعات ورودي با اندازه گيري ميدان مغناطيسي سطحي خورشيدحاصل مي شود و هر روز اين اطلاعات بوسيله تلسكوپ از روي زمين تهيه مي گردد. در اين پروژه معادلاتي از مقاومت عبور الكتريسيته در ميدانهاي مغناطيسي طرح مي شود تا محاسبه كند كه چگونه باد خورشيدي الكتريكي، ميدان مغناطيسي را بدرون منظومه شمسي مي كشد . ريلي از يك ابر رايانه IBM مدل SP3 در مركز محاسبات سان ديه گو استفاده مي كند تا بتواند اين طرح را اجرا كند.

 

حادثه مهم قطب شمال دوتايي يك آزمايش كليدي را در نرم افزار آنها مهيا مي كند. ريلي يادآور شد : ما شكل صفحه جريان را  براي خورشيد با دو قطب شمال مغناطيسي محاسبه نموديم. نتيجه همچون يك پوسته صدف حلزوني با بيشتر از يك ميليارد كيلومتر پهنا بود. اما آنها چگونه مي توانستند ، نتايج شان  را بررسي نمايند ؟  فضاپيماي اولي سيس ناسا يك سري اطلاعات قاطع را مهيا كرد. در اواخر ريلي موافقت  بسيار داشت . تنها با استفاد ه از اندازه گيري هاي  ميدان مغناطيسي سطح خورشيد، نرم افزار او موفقيت زيادي در پيشگويي تاثير ميدانهاي مغناطيسي بين سياره اي در فاصله 600ميليون كيلومتري داشت. سال 1378، فضاپيماي اولي سيس حدود 600 ميليون كيلومتر از خورشيد فاصله داشت و براي آزمايش مدل صدف حلزوني آماده بود. هنگاميكه فضاپيما درون فضا در حال گشت زني با سرعت 10 كيلومتر بر ثانيه بود، دومرتبه از صفحه جريان عبور نمود. يك مرتبه در اسفند ماه 1378 و يك بار در فروردين ماه 1379 . اندازه گيريهاي مغناطيسي فضاپيما، عبورها را ثبت نمودند، به نحوي كه با پيش بيني ريلي گفت: ما مي توانيم توانمندي اين برنامه را براي پيش گويي ده سال توسعه دهيم و ما علاقمند هستيم با اضافه نمودن اندازه گيريهاي دما، چگالي و پارامترهاي سرعت باد خورشيدي كه در حال حاضر صرفاً آنها را تخمين مي زنيم، اين پيشگوييها را بيشتر بهبود بخشيم . هدف نهايي ما آن است كه حداكثر چهار روز زودتر،  اخطار جريانهاي مغناطيسي زمين را  اعلام نماييم. آزمايش توليد نرم افزار بعدي نيازمند اطلاعات بيشتر از فضاي اولي سيس است. اين فضا پيما يك مدار بزرگ دايره اي دارد كه مي تواند مناطق قطبي خورشيد را ببيند و ديگر فضا پيماها اين توانايي را ندارند. ريلي گفت: اين مسير واحد به دانشمندان اجازه مي دهد براي اولين بار به طور كامل هليوسفر را بصورت سه بعد شناسايي كنند.

                              

يك اير رايانه در زمين و يك فضا پيما كه صدها ميليون كيلومتر دورتر است با همديگر كار مي كنند تا ما بتوانيم براي اينكه خورشيد يك قطب شمال اضافه پيدا كند و يا حتي براي چيزهاي عجيب تر آمادگي داشته باشيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 14:21  توسط نازلی فرخی  | 

نرجس رحمتی 

 به آنها بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و خداوند عرش بزرگ كيست ؟ جواب خواهند داد آفريننده خداست ، پس بگو چرا متقي و خداترس نمي شويد؟                                                                                               قرآن كريم سوره مؤمنون آيات86و87

 آفريننده قهار وزبردست آفرينش در كتاب محكم خود بارها و بارها وجود خويش را با چنين نشانه هايي به آنها كه اهل تعقل و تفكرند نمايانده است .خداي‌ آسمانها و زمينها ، پروردگار دو مشرق و دومغرب .

  در ميان شرقيان هماره عشق به نيكي و زيبايي جايگاه ويژه اي داشته و تجليگاه اين عشق و علاقه ذاتي در هنر بوده است .حب زيبايي در انسانهاي با احساسي چون شرقيان به صورت نورهاي تاباني از خط ،نقاشي ،شعر و موسيقي خود را نمايانده است ، بگونه اي كه هنر شرق و به خصوص ايراني شهره آفاق گرديد.

 يكي از بارزترين افرادي كه به ياري قرآن هنر را متعالي نمود حافظ است. لطف شعر او به اين است كه بين عشق و عرفانش نمي توان فرقي قائل شد به قولي :

               خدا داند كه حافظ را غرض چيست                        و علــم الله حسبـــي مـن سـؤالـــــي

خواجه شيراز باآن شخصيت عرفاني و ادبي اش يار پريچهره اي دارد و در توصيف او مي گويد:

                  عارضش را به مثل ماه فلك نتوان گفت       نسبت دوست به هر بي سر و پا نتوان كرد

اگر سيري در ديوان او داشته باشيم ،خواهيم ديد كه يار حافظ در نظرش از تمام افلاك برتر است و در كمتر جايي تلألو ستارگان درخشان با آن يار پريچهر برابري دارد.

                        يارب آن شاهوش ماهرخ زهره جبين           در يكتـــاي كـه و گوهـر يكدانه كيست

حافظ وراز و رمز آسمان

اما حافظ فقط آسمان را با يارش در مقايسه نيست بلكه خوشبختي و شوربختي خودرا در راز و رمز حركات آسماني ميداند.

  حافظـــا سر ز كـــله گوشه خورشــــيد برآر       بختــــت ار قرعـه بـدان ماه تمـــام انـــدازد

 شــبي كــه مــاه مـــراد از افــق شـود طالـــع             بـــود كـــه پرتــو نــوري به بـــام مـا افتــد

  آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشبست          يارب اين تأثير دولت در كدامين كوكبست

  ز مشـــرق سـر كــو آفــتاب طـلـعت تــــو                 اگــر طلـــوع كنـد طالعـــم همايون است

  زجور كــوكب طالـــع سحرگـهان چشــمم            چنــان گريست كه ناهـيد ديد و مـه دانـست

يعني از جفاي روزگار و گردش نابكام زمانه آنقدر گريستم كه در سحر گاه ناهيد طلوع كرد و من آن را ماه پنداشتم.

جبر و اختيار 

گاه بين جبر و اختيار ، اجبار را به افلاك نسبت داده است ؛ البته اين جبر در برابر آن اختيارات نجومي است كه منجمان احكامي در آن بيشتر به احوال قمر توجه داشته اند تا ساير كواكب ؛ زيرا حركت ماه در منازل خود احكام فراوان دارد و به دلايلي بسيار مناسبتر از ديگر اجرام در امر اختيار بوده است .

                سيرسپـهر و دور قمـر را چه اختيــار                در گردشند بر حسب اختيــار دوست

                از چشم خود بپرس كه مـا را ميكشد            جا نا گناه طـالع و جـرم ستــاره نيست

ليكن حافظ شيرازي در جايي سعد و نحس بودن زهره و زحل را «قصه » يعني داستاني خيالي و باورهاي عاميانه ميداند:

      بگير طره مه چهره اي و قصه مخوان         كه سعد و نحس زتأثير زهره و زحل است

يعني اين قصه و افسانه بي پايه را كه مي گويند سعد و نحس از تأثيرات فلكي و ستارگان در زندگي آدمي است باور نداشته باش و در باره منسوبات آنها خطاب به حكيم كه منجم احكامي است مي گويد:

 گر رنج پيش آيد و گر راحت اي حكيم                 نسبت مكن به غير كه اينـها خــــــداكند

آسمان حافظ

اين انتساب ها ونوع تفكر بيانگر آن است كه حافظ نيز همچون ديگر مردم هم عصر خود با آسمان غريبه نبوده است.سيري در اشعار حافظ زيبايي آسمان را برايمان دو چندان مي كند.

       عجب علمي است علم هيئت عشق                 كه چرخ هشتـمـش هفتـم زمين است

او دليل آگاهي اش از آسمان و اوضاع فلكي را شب بيداري تا روز مي داند .

      ز چشــم من بپرس اوضاع گردون                       كه شب تـا روز اخــتر مـي شمـــارم

منظومه شمسي

در اشعار او بارها خورشيد ،ماه،عطارد ،ناهيد ،مريخ ،مشتري ،زحل با نامهاي مختلف به كار گرفته شده اند .با توجه به سالهاي زندگي حافظ مي توان گمان برد كه تا آن زمان سه سياره ديگر منظومه شمسي هنوز شناخته نشده بودند.

ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف                       آفتابي است كه در پيش سحابي دارد

اي كه إنشاءعطارد صفت شوكت توست         عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد

بياور مي كه نتوان شد ز مكر آسمان ايمن        به لعب زهره چنگي و مريخ سلحشورش

بگيـر طــرة چهــره اي و قـصـه مــخوان       كه سعد و نحس ز تأثير زهره و زحل است

بــه آهـوان نظــر شـــير آفــتاب بگــــير         به ابــروان دو تــا قـوس مشتـــري بشــكن

در اشعار حافظ از خورشيد با نامهايي چون مهروخور نيز  ياد شده است و زهره را با نام ديگر ناهيد مي توان يافت .اما ديگر سيارات را با همان اسامي آشنا و متعارف مي يابيم .او خورشيد را جايگاه بلند و رفيع ، عطارد را پيك آسماني و اديب، زهره چنگي را مايه طرب و شور شادي آسمان ،مريخ را جنگجو و زحل را نحس مي داند.

منظومه شمسي دراسطوره ها

در شعر فارسي خورشيد مظهر قدرت و عظمت و زيبايي و درخشندگي و بلندي و قهر و تصميم و سود بخشي و سرعت است و در نظم شاعران به بسياري از تصورات و اعتقادات انسانها اشاره رفته است .

عطارد ميان مردم تمامي ملل مختلف جهان پيك خدايان بوده و فرامين ايشان را حمل مي كرده است و خداي فصاحت و دبيري و تجارت و يار مسافران و دزدان است و ارواح مردگان را در دوزخ هدايت ميكند ، عطارد را با كفشهاي بالدار با لبه بلند در حالي كه عصايي بدست گرفته تصوير مي كنند.

زهره يا ناهيد يا آناهيتا فارسي وپهلوي به معني پاك و بي عيب و از فرشتگان نگهبان آب بوده است و در اساطير يونان آفروديت و نزد روميان ونوس ، اله عشق بوده؛ اما پاكي و معصوميت آناهيتاي ايراني را نداشته است «بهر حال با توجه به تمام باورهاي كهن در خصوص زهره  يا ناهيد يا بيدخت منجمان احكامي اين سياره را كوكب زنان و مردان و مخنثان و اهل زينت و تجمل و لهو و شادي و طرب و عشق و ظرافت و سخريه و سوگند دروغ »نام داده اند . زهره سعد است و به آن سعد اصغر يا كوچك گويند .

مريخ در تصورات ايراني و يونان و روم ، ايزد يا خداي جنگ بوده و با نام «مارس» يا «آرس »فرزند «ساتورن» (زحل )و برادر «ژوپيتر» يا «زئوس »يا مشتري است .منجمان احكامي مريخ را «كوكب لشكريان و امراء ظالم و اتراك و دزدان و فاسدان و آتشكاران و بياعان و ستور شمرده ،قهر و شجاعت و جسارت و سفاهت و لجاج و دروغ و تهمت و ايزاءمردمان و خيانت را بدو نسبت داده اند» . مريخ نحس است .

مشتري در اسطوره ها و نزد شاعران كهن خداي خدايان محسوب شده است ؛در نجوم احكامي«مشتري كوكب قضات و علماء و اشراف و اصحاب مناسب و ارباب نواميس و ترسايان است» مشتري نيز سعد است و به آن سعد اكبر يا كوكب سعادت گويند .

در اساطير يوناني زحل فرزند زمين و آسمان و پدر مشتري و مريخ و نپتون آفروديت است. سر انجام به دست فرزند ارشد خود زئوس يا مشتري از سلطنت بر جهان خلع شد وعزلت گزيد . اساطير روم زحل يا ساتورن شوهر «ابس» و پدر «هريكوس» و خداي بذر افشاني و خرمن بود . با توجه به سابقه اساطيري زحل تصادفي نيست كه منجمان احكامي او را «كوكب پيران و دهقانان و ارباب قلاع و خاندانهاي قديم و غلامان سياه و صحرانشينان و مردم سفله وخسيس و زهدان بي علم و موصوف به صفات مكر و كينه وحمق وجهل وبخل و وقار وستيزه و كاهلي )) مي شمردند . زحل نيز نحس است.

ستارگان ديگر

غير از خورشيد ستارگان ديگري نيز در نزد حافظ جايگاهي براي خود داشته اند . ستارگاني چون ستارةتنها     ( قطبي) ، سه ستارةكمربند صورت فلكي جبار،  عيوق ( سروش ) وسماك رامح .

در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود          از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت

چه گويت كه به ميخانه دوش مست و خراب     سروش عالم غيبم چه مژده ها داده است

مدام در پس طعن است بر حسود و عدوت       سماك نيزه از آن  روز و شب عنان گيرد

 شكر خـــــدا كه باز دريـــن اوج بارگــاه        طــاووس عــرش مي شنـود صيــت شهپرم

طاوس كنايه از خورشيد است .

رويت هلال حافظ

                 رويت هلال ماه در اشعار حافظ نيز موضوع ديگري است كه جلب توجه مي كند . او رويت هلال را كاري دشوار ولي شيرين مي داند و بيننده هلال را شيفته و واله  اين كار :

                            چـو مـاه نــــو ره بيچـــارگـــان نـظــــاره        زنـــد به گوشــــه ابـــرو و در نقـاب رود

                             در گــوشـه اميــــد چو نظارگـــــان مــاه    چشـم طلـب بر آن خــم ابـــرو نـهاده ايم

                        شكل هلال هــر سرمــــه ميدهــد نشــان        از افـــسر ســــيامك و تـرك كـــلاه زو

حتي او ديدن ماه نو را بسيار اعتقادي ميداند و معتقد است كه فقط پاكان مي توانند آن را ببينند:

             آن را به چشم پاك مي توان ديد چون هلال       هر ديـده جـاي جـلوه آن مـاهپــاره نـيست

و گاه ضعف و ناتواني خويش را به هلال باريك تشبيه كرده است .

                                رحم آر بر دل من كز مهر روي خوبت         شد شخص ناتوانم باريك چون هلالي

اصطلاحات نجومي        

اينطور كه قرائن نشان مي دهند او با مفاهيم نجومي چون قران ، مقابله ، ارتفاع و... نيز آشنايي داشته است :

              گفتم كه خواجه كي به سر حجله مي رود            گفت آنزمان كه مشتـري و مه قـران كننـد

در فرهنگ اصطلاحات نجومي قران مشتري و ماه قراني سعد بوده و خصوصاً تزويج در آن جايز است.

                     ز اختــرم نظري سعـــد هست كه دوش           ميان مـــاه و رخ يــار من مقــــابلــه بـود

    ز آفتاب قــــدح ارتفـــاع عيــش بگيـر              چرا كــه طالــــع وقت آنچـنان نمي بينم

صور فلكي

در اشعار حافظ از صورتهاي فلكي هم سخن به ميان رفته است ، صوري چون خوشه پروين ، ارغنون ( چنگ رومي ) ، جوزا يا جبار ، سهم (تير) و ... .

 ارغنون ساز فلك رهزن اهل هنر است         چون از غصه ننـاليم و چــرا نخروشــــيم

                         در زواياي طربخـــانه جمشــــيد فلـك      ارغنون ساز كند زهره به آهنـگ سمــاع

                       آسمان گومفروش اين عظمت كاندرعشق     خرمن مه بجوي خوشه پروين به دوجــو 

در شعر حافظ به ايهام از صورت فلكي سهم (تير) نامبرده شده است .

                           به اوج ماه رسد موج خون چون تيغ كشد             به تير چرخ برد حملـه چون كمان گيـرد

               خورده ام تيـــر فلـك باده بده تا سرمست               عقــد در بند كـمر تركــش جوزا فكـنم

خواجه شيرازي دو بار در ستايش شعر خويش و مانند بودن نظم خود به عقد يا نظم ثريا گفته است :

               غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ           كه بر نظم تو افشــاند فلك عقـد ثريا را

مجموعه پروين نمودار جمعيت و همبستگي و اتحاد است و بدين جهت در شعر گاهي با نظم در مقابل نثر همراه شده است:

            گردون چو كرد نظــم ثريـــا به نام شــاه                 من نظـــم در چرا نكنـــم از كه كمـــترم

            رموز مستي و رندي زمن بشنو نه از واعظ             كه با جام و قدح هردم نديم ماه و پروينم

خواجه شيرازي و جبار

موضو عي كه خيلي جلب توجه مي كند در اشعار حافظ دو بيت در باره صورت فلكي جبار است :

                جــــــوزا نهـاد حمايـــل بـــــــرابـرم                        يعني غلام شاهـم و سوگند همي خورم

               خورده ام تير فلك باده بده تاسرمست                  عقـده در بند كمر تركــش جوزا فكنم

در فرهنگ اصطلاحات نجومي در شرح جبار يا اريون مشهورترين ستارگان آن را اين گونه ياد ميكند :منكب الجوزاء، يدالجوزاء‌ ، مرزم الجوزاء ، نطاق الجوزاء و سيف الجوزاء .

در كتاب ياد شده علت همراهي نام جوزا با نام ستارگان اين صورت آنست كه نام مشهور ديگر جبار ، جوزاست  ولي اين اشتراك نبايد سبب يكي دانستن صورت جبار با جوزاي اصلي كه صورت دو پيكر يا توأمان و برج سوم است بشود.به همين علت گاهي از روي مجامله جبار را توأمان هم گفته اند.

در شعر فارسي جوزا و توأمان و دوپيكر نامهاي مشتركي است هم براي صورت جبار هم براي دو پيكر و تشخيص ميان آن دو مشكل است مگر با وجود قرينه اي مانند كمربند و كمر تركش به معني نطاق الجوزا يا منطقه الجوزا كه مخصوص صورت جبار است .

***************************************************

خواجه شيراز در ديوان خود بسيار در بيان عظمت آسمان ها سخن رانده است و در افلاك در پي جستجوي معرفتي است كه در نهايت آن را يافته ، ميگويد:

  پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت                     من چرا ملك جهان را به جوي نفروشم

اگر ملك جهان با اين عظمت به جوي نيرزد روضه رضوان چيست كه با دو گندم بتوان آن را معاوضه كرد؟

او بهترين راه براي رسيدن به درجات عاليه را مهرورزي مي داند:

             كمتر از ذره نه اي پست مشو مهر بورز                  تا بخلوتگه خورشيدرسي چرخ زنان

او عالم را به زيبايي آيه و نشانه خداوند مي داند و معتقد است ما انسانها هرگز نمي توانيم نور انور الهي را آن طور كه هست ببينيم همانطور كه هرگز نمي توانيم مستقيم به خورشيد بنگريم ولي ماه كه نورش را از آن مي گيرد و به تعبير او سايه اي از آفتاب است را به راحتي مي توان ديد :              

               اي كه بر ماه از خط مشكين نقاب انداختي                  لطف كردي سايه اي بر آفتاب انداختي

كه البته اشاره اي به وجود مقدس حضرت ختمي مرتبت دارد كه نور الله در سايه او زيبا جلوه مي كند و ما را رهنمون مي شود.

و در اشعار پاياني ديوان گذري به يوم الحساب ميزند ، روزي كه بايد به حساب اعمالش رسيده شود و براي آن روز        مي انديشد.

              مزرع سبز فلـــك ديدم و داس مه نـــــو                

                                                                                يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو

          گفتم اي بخت بخفتيدي و خورشيد دميد

                                                                                گفت با اين همه از سابقه نومــــيد مشو

              گر روي پاك و مجرد چو مسيحا به فلك

                                                                                از چراغ تو به خورشيد  رسد صد پرتو

             تكــــيه بر اختر شــب دزد مكن كين عيار               

                                                                               تاج  كاووس بــبرد و كمر كيــــخسرو

             گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

                                                                               دور خوبي گذرانســــت نصيحت بشنو

چشم بد دور زخال تو كه در عرصه حسن                

                                                                                بيدقي راند كه برد از مه و خورشيد گرو

                       آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق

                                                                              خرمن مه بجوي خوشه پروين به دو جو

                       آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت

                                                                           حافظ اين خرقه پشميـــــنه بينداز و برو

**********************************

منابع :

ديوان حافظ نسخه محمد قزويني و دكتر قاسم غني .

فرهنگ اصطلاحات نجومي تأليف دكتر ابوالفضل مصفي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:19  توسط نازلی فرخی  | 

     

 این مقاله به تاریخ 2005/04/19 در پالتاگ به صورت سخنرانی ایراد شد.

 

آلبرت آینشتاین به سال 1879 میلادی در شهر اولم به دنیا آمد. خانواده اش بعدا به مونیخ کوچ کرده و پدرش بهمراه عمویش شرکت برق تاسیس کرد. شرکت پدرش به سال 1894 ورشکسته شد و خانواده ی آینشتاین به میلان در ایتالیا نقل مکان کردند. آینشتاین بعدا به زوریخ رفته و به تحصیلات خود ادامه داده و به سال 1900 از دانشکده فنی فدرال زوریخ فارغ التحصیل شد.

گویا به دلیل سئوالات فراوان و گیچ کننده ای که آینشتاین از اساتید خود می کرده آنان دل خوشی از وی نداشتند. و این باعث شد که وی نتواند شغلی دائمی در آن دانشگاه بدست آورد. دو سال بعد از پایان تحصیل بالاخره وی به سال 1902 در اداره ی ثبت اختراعات برن مشغول به کار شد.

در همان جا بود که به سال 1905 کارهای عظیمی کرد که اندیشه ی ما را در باره ی زمان ،  مکان و واقعیت عوض کرد. بقول نیوتن هر مرد بزرگی روی شانه ی بزرگان می نشیند. آینشتاین نه تنها روی شانه ی بزرگان نشسته بود بلکه فرزند زمان خود بود.

حال کمی راجع به غولها و زمان آینشتاین صحبت کنیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                               

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 19:56  توسط نازلی فرخی  | 

اصول کار لیزر

مقدمه

اصطلاح لیزر (Laser) از حروف اول کلمات انگلیسی به معنی تقویت نور توسط نشر القایی تابش (Light Amplification by Stimulation Emession of Radiation ) درست شده است. از آنجا که این وسیله مبتنی بر همان اصول میزر (بجای نور لیزر ، میکروموج استفاده شده) است، تا مدتی به آن میزر (MASER: Microware Amplification by Stimulation Emession of Radiation) نیز اطلاق می‌شود، ولی نام آن به سرعت به لیزر که عبارتی ساده‌تر تبدیل شد. نور حاصل از لیزر ، همان نور معمولی است، تنها چیزی که نور لیزری را از نورهای معمولی متمایز می‌سازد هماهنگی ایجاد شده در نور لیزری می‌باشد. و این هماهنگی ویژگیهای خاص و کاربردهای مختلف آنرا در زمینه‌های بسیاری توجیه می‌کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 19:41  توسط نازلی فرخی  |